خرید بک لینک
ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشببا خاطره ها آمده ای باز به سويم؟ گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواهمن او نيم، او مرده و من سايه اويم الان داری چی کار می کنی؟ با کی داری حرف می زنی که یه ربعه چراغت روشنه؟ منو یادته؟ یا فراموشم کردی و با نفر بعدی خوشی؟ ای بابا من چقد ذلیلم که هنوز به تو فکر می کنم. گاهی فکر می کنم چقدر خودخواه بودم که تورو فقط برای لحظه های تنهایی و درددل می خواستم. فکر می کنم چقدر خنگ بودم که ازت توقع عشق داشتم وقتی خودم همچین حسی نداشتم. پس چرا نمی تونم به کس دیگه فکر کنم؟ چرا هنوز دلم برات تنگ می شه؟ چرا می خوام از حسودی بمیرم وقتی می بینم نیم ساعته آنلاینی؟ چرا جای خالیت که ادامه مطلب

برچسب: خلاء, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

تنهایی یعنی اینکه خودت واسه خودت کادو بگیری بعدم خودت از خوش سلیقگی خودت تعریف کنی...

دو روز پیش سفارش دادم

امروز رسید به دستم

عین عکسشه...

دست سازندش درد نکنه

دست خودمم درد نکنه که این قدر خوش سلیقم

برچسب: هدیه, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

امروز دوباره اون صدای سیاه اومد تو سرم ساعت دوازده بود. بچه ها تازه رفته بودن و من تنها بودم. رفتم ناهارم و گرم کنم که دیدم تیغ موکت بری اقای نصرابادی جامونده رو سینک. دوباره صدای تاپ تاپ قلبم و شنیدم. اون صدای لعنتیم همش می گف برش دار تمومش کن. اینکار و تموم کنی همه چی تموم می شه. صداها می رن. می ری جایی که تکلیفت معلومه. خاکستری نیستی. سیاه سیاه می شی. مث شب. مث چاه. مث گورمی خواستم راستی راستی برش دارم باورم نمی شه می خواستم اینکارو بکنم منه خر واقعا می خواستم اینکار و بکنم چشمم افتاد به چهارچوب پنجره که سفید شده بود داشت برف میومد گفته بودی وقتی اون صدا میاد سراغم به کسا و چیزایی که دوستشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

امروز دربی بود

دلم واسه کل کلمون سر استقلال و پرسپولیس تنگ شده

کیسه بی طربیت

کاش الان می تونستم باهات حرف بزنم و خوشحالیتو ببینم هر چند با اون دروازه بان وحشیتون حقتون نبود

ولی به خوشحالی تو می ارزه

برچسب: دربی, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

می دونم هیچ وقت عشقی بین ما نبود

اما

من دوستت دارم

پس به خاطر این دوست داشتن

ولنتاینت مبارک رفیق...

برچسب: بهانه, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

امروز دیدم گندم و خاکشیر نم گذاشتی واسه سبزه خیلی خندم گرفت. واسه مایی که چندین ساله هیچ حول حالنایی تو زندگیمون نداشتیم واقعا این کارا مسخره است.هر دفعه که چشمم به اون دوتا ظرف جوونه زده میفته یاد تمام تعطیلات عذاب اور چندین سال اخیر میفتم. یاد سفره هفت سینایی که نمی ندازیم یا می ندازیم اما دورش جمع نمی شیم. یاد لحظه های مزخرفی که سعی می کنیم ادای خانواده های خوشبخت و دربیاریم اما عوض حس خوشبختی فقط حس تمسخر به ادم دست می ده. یاد خاطرات خوشی که هیچ وقت وجود نداره تا باهاش لبخند به لبمون بیاد. چقدر از ته دل خندیدن و شاد بودن سخت و دست نیافتنی شده. چی کار کردین با ما که یاد تعطیلات دو هفته ای غادامه مطلب

برچسب: سفره, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

امشب بدجوری دلم می خواست حرف بزنم

نه با هر کسی

فقط با خود تو

جلوی برج آلتون دو تا پسر داشتن با لهجه لری باهم حرف می زدن

یهو دلم برات پر کشید

از وقتی اومدم خونه دارم پیامای خیلی قدیمی مون و می خونم

اون موقعها که فقط دوست بودیم

کاش الان اون موقعها بود

من ازت درباره لرا و آدابشون می پرسیدم توئم با افتخار برام حرف می زدی

کاش...

واقعا دلم برات تنگ شده

چه خوبه که تصویر پروفایلت و عوض کردی

کاش زود زود عوضش کنی

برچسب: دلتنگی, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

بلاخره فرصت شد تا بیام تبریک امسال و بگم. تبریک سال 96 فقط مخصوص اونایی که توی یک سال گذشته اذیتشون کردم که البته تعدادشون کم نیست.نمی دونم از کی و کجا باید شروع کنم. مامان مهربونم ببخشید اگه گاهی بی حوصلم و نمی تونم مودبانه جوابت و بدم. گاهی که بداخلاقم و یادم می ره یه سری مسائل رو. ببخشید باباجونم عشقم ببخشید اگه بعضی وقتا ناخوسته مقایست می کنم. تقصیر من نیست. بخدا تقصیر من نیست شاید خودت بهتر از هر کسی بدونی که توی چه شرایط سختی هستم مهصن عزیزم هنوزم نمی دونم پیش تو چه جایگاهی داشتم. گاهی فک می کنم اینقده دوستم داری که همین الان داری بهم فکر می کنی. گاهی به افکار خودم می خندم و می گم من براادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

امشب تولده امام علی و فردا روز پدر و روز مرد.

تبریک بابام و حضوری گفتم ولی تبریک تورو باید مجازی بگم.

مث همیشه فقط برای خودم

هنوز دلم مونده پیش اون پلاکی که برات سفارش داده بودم و بعد کنسلش کردم

ذوق اینکه خودم برات ببندمش موند رو دلم

بی خیالش

من همه زندگیم توی نداشتن گذشت

این نیز بگذرد

روزت مبارک مردی که هیچ وقت مرد من نمی شی

برچسب: روزت,مبارک, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19

سلام مرد من

حالت خوبه؟

تو امروز بعد از سه روز بهم تبریک تولد گفتی.

الان باید خوشحال باشم که منو دیدی یا ناراحت باشم که فقط دیدی؟

کاش می فهمیدم وقتی این جمله تبریک رو می نوشتی چه حسی داشتی؟

بی تفاوتی؟

من فک می کردم حرف نزدن با تو ارومم می کنه اما دیدن چراغ روشنت اشفتم می کنه

از اون بدتر ریسنتلی کردن وضعیتت توی تلگرامه.

خودت و چرا مخفی می کنی؟

از من؟

من که مزاحمت نیستم.

ای بابا

باز خل شدم

نشستم با خودم حرف می زنم

برچسب: بلاتکلیفم, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:19


- حالاافکاراطرافیانم فقط نوع رفتارموتغییرمیده همین

- داری تهدیدم می کنی؟

- چ تهدیدی؟ نه مگه چکارکردم برات ک بخام کمش کنم یاتغییرش بدم

- هیچی

برچسب: نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 3:59

- گریه کردی!

- هر شب گریه می کنم...

- بعدش چی؟

- یه جوری زندگی می کنم انگار اتفاقی نیفتاده. مثل همیشه...

برچسب: زندگانی,زندگانی چهارده معصوم,زندگانی, ص,قبای زندگانی چاک تاکی,امین زنده گانی,امید زنده گانی,فیلم زنده گانی, ای,عکس امید زنده گانی, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:25

هیچگاه دل آنان که بیصدا گریه میکنند را نشکنید
اینها کسی را
برای پاک کردن اشک هایشان
نـــدارند...

برچسب: باز هم شب و بارون,باز هم شب شد,باز هم شب,باز هم شب اومد منتظرت نشستم,باز هم شب جمعه,باز هم شبا بارون,باز هم شب و,باز هم مرغ شب,باز هم آمد شب حیران شدن,باز هم زندگی شبکه دو, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:24

حسین تو کیستی که ادم و خاتم بر تو می گریند؟ شهادتت چه داغیه که هر سال تازگی داره برای همه؟ می گن ته ته عشق تویی. ته ته بندگی و عبودیت تویی. ای حسین ای برترین برگزیدگان ای برترین شهید ای برترین شباب اهل جنت به کی قسمت بدم؟ به گلوی چاک چاک شش ماهت؟ به گریه ها و بی تابی های غریبانه سه سالت؟ به بدن چاک چاک جوون رعنات؟ به دستای علمدار و سپهدارت؟ به صبر و طاقت خواهرت عمه سادات؟ به رنج و درد اسارت و داغ دل سجادت؟ روم نمی شه به اینا قسمت بدم. شرمندم مثل خاک تفتیده کربلا مثل شرم فرات مثل خورشید داغ ظهر عاشورا من بلد نیستم ریا کاری رو. بلد نیستم صبح تا شب از این روضه و ادامه مطلب

برچسب: حسین پناهی,حسین فسنقری,حسین معدنی,حسین ابلیس,حسین هدایتی,حسین تهی,حسین علیزاده,حسین منزوی,حسین زمان,حسین شریعتمداری, نویسنده: یلدا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:24

صفحه بندی